عید و سینمای دیواری پدر بزرگ!!!


امورفرهنگی

آموزنده

حتی از من خواست تا یک دستگاه پخش ویدیوسی دی با انواع فیلم های دیدنی و هیجان انگیز روز را به همراه یک پروژکتور دیواری قابل اتصال به ویدیو و تلوزیون تهیه کنم و تا عید نشده آن را به خانه قدیمی منتقل کنم.

با تعجب خواهش پدربزرگ را پذیرفتم. وقتی همه چیز به خوبی تمام  شد و تلوزیون و سیستم پخش پروژکتور ویدیو را در بزرگترین اتاق پذیرایی منزل نصب و راه اندازی کردم با کنجکاوی از پدر بزرگ پرسیدم:

"آقا جون!شما و مادر بزرگ که همیشه از این وسیله تنفر داشتید و آن را عامل فراق خانواده ها می دانستید،چرا امسال ناگهان از تصمیم خود برگشتید و خانه قدیمی را به یک مرکز سینمایی مدرن تبدیل کردید!؟"

پدر بزرگ لبخند تلخی زد و گفت:"من و مادربزرگ هم هنوز از این وسیله بیزاریم. اما چه کنیم که پارسال همین وسیله نگذاشت تا ما نوه هایمان را با دل سیر ببینیم و تمام عید و حتی تمام سال تنها در این چهار دیواری در حسرت تماشای فامیل ماندیم.

امسال من با خود این وسیله به جنگ آن رفتم. هر چند شاید با بودن این سیستم هنوز هم مثل پارسال بچه ها ونوه ها و نتیجه ها فرصت پیدا نکنند تا ما را تماشا کنندوباما هم صحبت شوند،ولی لااقل ما که می توانیم موقعی که آنها محو تماشای تلوزیون و فیلم اند،در جمال آنها غرق شویم و از حضورشان لذت ببریم."

امسال که خبر سیستم مدرن پخش فیلم و تلوزیون دیواری پدربزرگ در میان فامیل پیچیده است،همه سرازپا نمی شناسند و می خواهند تمام سیزده روز عید را در خانه قدیمی پدربزرگ اقامت کنند.

"بچه ها قدر پدربزرگ ومادربزرگ هاتون رو بدونید یه زمان وقتی به عقب نگاه می کنید میببینید چه دیر شده . راستی نظر یادتون نره"





نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+نوشته شده در سه شنبه 27 تير 1391برچسب:,ساعت10:50توسط سعیده | |